امشب تمام پنجره ها را شکسته ام
حسی غریب توی دلم خانه کرده است
تردید ِ واقعیت ِ جا مانده در غبار
مثل نسیم زلف مرا شانه کرده است
شاید تمام خاطره ها یک بهانه بود
گیتار با صدای دفم هم نوا نشد
من ماندم و سکوت و ... تو در انتهای شب
یک در به این نهایت شب ، حیف ! وا نشد
"پرواز اعتماد " ... چه لفظ مقدسی !
شاید سکوت را نشود با کسی شنید *
تنها میان کوچه ی بن بست حادثه ،
چشمان تو شکستن بال مرا ندید ؟ !
تنها تر از همیشه ، خیالی و مبهم است
تصویری از تو در تپش ذهن خسته ام
حتی دریچه ای به سحر چشم وا نکرد
امشب تمام پنجره ها را شکسته ام
مرداد 81
* اشاره به شعر "سکوت سرشار از ناگفته هاست" - اثر " مارکوت بیگل" - برگردان ِ "احمد شاملو" :
" ...
پرواز اعتماد را با یکدیگر تجربه کنیم
وگرنه می شکنیم بالهای دوستی مان را ... "
