
هنوز این ساحل تب دار و
"بوی شرجی" و
گیتار
ازاین پرواز
ازاین ماندن بدون بودن تو
ای غریب آسمانی !
مات ومبهوتند
هنوز از گوشه چشمان عکست
می شود فهمید
که دنیا وهرآنچه رنگ دنیایی
برای تو چه بی رنگند
...
هنوز این باورش سخت است
که دستانت به دست خاک مهمان است !
وبغض تو
میان چشمهای موج
پنهان است !
...
و ما " دلتنگ دلتنگیم"
و ما "دلتنگ دلتنگیم"
و ما "بی تاب بی تابیم "
و ما در "بهت جاده" مانده ایم اما
نه رویایی
نه قاب " عکس فردا" یی
...
هنوز اما
هنوز اما صدایت در زمان جاری
هنوز اما سکوتت تا ابد تکرار بیداری
هنوز اما
هنوز اما ...
